دفتر نامه شاهزاده سرین "
من فرشتهً عشق از خون گریه های ایرانم، تعجب نکن که چرا بی پر شدم
نگاه به این دین کن قدرت کور مذهب اسلام مسلمان پابرهنه وحشی بی شرف را سلطان دربار کرد،
آزادی را فقط در خواب ببین، اینکه رعایت دینی دستور قانونی شد، بگو بسم الله الرحمن الرحیم که ظلم و ستم و بی عدالتی بر پا شد.
زجر من شادی مولاها شد، خدایا سلام برسان به پدرم و شهیدان ایران ، گناهان ما چیست؟
خون در خیابون جای گل سرخ راز سفید پوشان قربانی مثل گوسفند در راه دین اسلام شد.
گمراه ترین انسان خوش و شاد شد در روز جمعه، قیامت شد برای من، محتاج به تو هستم هموطن که گناهکار شدم و جرم من فقط اینکه متولد از خون پاک زرتشت ایرانم
شاهزاده جاودانه پارس سرین بدیعی